زنان در بهشت در آموزه های قرآنی

زنان در بهشت در آموزه های قرآنی
یکی از پرسش هایی که همواره از سوی بسیاری از مردان و زنان مطرح می شود مساله حضور، جایگاه و مقام زنان در بهشت است. قرآن به این مساله به صورتی که درباره مردان پرداخته است توجه نداده است. به نظر می رسد که زنان مومنان در بهشت می بایست در کنار شوهران مومن خویش باشند. آن چه تصور عمومی از وضعیت زنان و مقام ایشان در اذهان مردم وجود دارد برگرفته از مجموعه ای روایات معتبر و غیر معتبر و اسلامی و اسرائیلی است.
زن در قرآن موجودی است که از نفسی و روانی آفریده شده است که ما آن را به نام آدم می شناسیم. در گزارش قرآن از آفرینش انسان نخستین که آدم نام دارد پس از مساله تعلیم اسما و خلافت الهی آدم بر موجودات و استنکار و استکبار ابلیس از بهشتی سخن به میان می آید که آدم (ع) در آن قرار گرفته است. در این جاست که در گزارش قرآن سخن از همسر و جفت آدم به میان می آید ولی قرآن توضیح نمی دهد که این همسر و جفت چگونه آفریده شده است و تزویج و ازدواج ایشان چگونه و به چه شکلی اتفاق افتاده است.( بقره آیه 30 تا 35)
اما در آغاز سوره نساء یعنی آیه نخست آن گزارشی از چگونگی آفرینش این جفت که ما آن را حوا می شناسیم و قرآن هرگز به نام او اشاره نمی کند ، به دست می دهد. در این گزارش آمده است که جفت آدم و زوج وی ، از نفس آدم آفریده شده است و در حقیقت جفت آدم بخشی از وجود اوست. بنابراین جفت آدم به عنوان بخشی از وی بوده از او جدا شده است. آن گاه از این جفت همه انسان خلق شده اند.
بنابراین زن به معنای جفت و همسر و زوج در گزارش قرآنی مطرح می شود و از استقلالی خاص برخوردار نمی باشد. در حقیقت حوا بخشی از وجود و نفس آدم است که از وی جدا شده است و در کنار وی قرار گرفته است.
پس از هبوط آدم و حوا به زمین و تولید نسل از راه نطفه است که نسل بشر افزایش می یابد و مساله انتخاب همسر و جفت از میان دختران و پسران مطرح می شود.
در آیات قرآنی جن و انس به عنوان تنها مکلفان و دارندگان اختیار و انتخاب مطرح می شوند که خود می توانند راه خویش را برگزیند و به هدایت و یا ضلالت گرایش یابند. جن و انس شامل مردان و زنان از هر دو نوع را شامل می شود. بنابراین زنان و مردان همانند هم مکلف هستند.
از آن جایی که مساله زوجیت در دنیا امری عمومی است و همه موجودات در دنیا دارای زوج می باشند این مساله اختصاص به انسان ها و یا جنیان نداشته و ندارد و تنها تفاوت ایشان با دیگران مساله تکلیف و اختیار و انتخاب و به تبع آن پاداش و کیفر است.
زنان در دنیا به جهت ویژگی ها دنیا نوعی وابستگی و تبعیت به مردان دارند که قرآن از آن به قوامیت یاد می کند. زنان به مردان برای قوامیت نیاز دارند و مردان به زنان برای آرامش خویش نیازمند هستند.
هر مرد و زنی در رستاخیز پاداش کار خویش را خواهد گرفت و گناه و بار سنگین آن را دیگری بر دوش نخواهد گرفت. از این روست که قرآن به صراحت و شفافیت سخن از این می گوید که مردان پاداش عمل خویش را خواهند گرفت و زنان نیز دستاورد خویش را خواهند یافت.
اما در بهشت وضعیت زنان چگونه خواهد بود؟ به نظر می رسد که زنان مومن با شوهران مومن خود خواهند بود؛ ولی این معنا به چند جهت نادرست است. در قرآن همواره از حوریان و زنان بهشتی خاصی سخن می گوید که برای مردان آفریده می شوند که پیش از این از سوی جن و انسی تصرف نشده اند. این زنان بهشتی هستند که برای مردان آفریده می شوند و دارای اشکال و تنوع بسیاری هستند. اما هر گز از همسران زنان سخنی به میان نیامده است. به نظر می رسد که برای زنان آفریده های دیگری است که ما از آنان به غلمان و یا پسران چهارده ساله برنا و زیبا یاد می کنیم. اما چرا قرآن به صراحت و روشنی به این مساله نپرداخته است؟
به نظر می رسد که علت آن را در دو چیز می بایست جست: نخست آن که حیا و عفت را در این حوزه همانند مسایل زناشویی رعایت کرده است و دیگر آن که خواسته است تا غیرت مردان را بر نیانگیزد.
دلیل و شاهدی که بر وجود پسرانی برای زنان بهشتی همانند حوریان برای مردان بهشتی می توان آورد دو چیز است: نخست آن که قرآن بیان می دارد که در بهشت هر کسی هر چیزی را خواست و از روی شهوت بدان گرایش یافت و نفس و هواهای آن خواست به دست می آورد: ما تشتیهه الانفس . زمانی که مرد چیزی را به شهوت بخواهد چه از خوردنی و یا پوشیدنی و یا هر خواسته و شهوت دیگری همانند جنسی در همان زمان زن مومن ممکن است شهوت وخواسته دیگری داشته باشد. دوم این که دو مرد و زنی هر گز از نظر درجه و رتبه در یک درجه و رتبه نیستند تا در این نقطه و منطقه باشند و از درجه یگانه ای در بهشت برخوردار باشند. اگر افزون بر جزای وفاق و پاداش برابر به فضل الهی رتبه ای افزایش یابد و زن به همان مقام شوهر زمینی و یا شوهر به همان مقام همسر زمینی خویش بالا آید باز این اختلاف وجود خواهد داشت که اراده آنان و شهوت آنان نیز مختلف باشد و مرد یا زن می بایست در همان خواسته تن دهد در حالی که انسان ها بهشتی از هر لحاظ آزاد هستند و می توانند خواسته دیگری داشته باشند و تن به خواسته دیگری ندهند. اما با وجود حوری و غلمان این امکان وجود دارد که هر گونه که بخواهند و اراده کنند عمل کنند که مصداق کامل بما تشتهیه الانفس است.
البته هر همسری می تواند با شوهر خویش دمی یا زمانی باشد ولی این بدان معنا نیست که زن مجبور باشد بلکه هر گاه خواست هر عمل دیگری می کند که مصداق بما تشتهیه الانفس باشد. بنابراین می بایست گفت که زن و شوهر در بهشت از آزادی عمل بسیاری برخوردارند و زنان دارای شوهری بهشتی همانند حوریان هستند که غلمان هستند. این غلمان همانند حوریان زیبا و مطیع محض هستند و تحت اراده و خواسته زن و مرد عمل می کنند. این گونه است که نهایت آزادی در اجرای خواسته در بهشت فراهم می آید.
البته این بدان معنا نیست که زن و شوهر زمینی در بهشت نمی توانند در کنار هم باشند و از یک دیگر بهره نبرد ولی این آزادی همواره در آن جا برای هر یک وجود دارد که غلمان و یا حوری را در آغوش کشد به ویژه آن که در آن جا تکلیف و گناه معنا و مفهومی ندارد.
به هر حال نیازی نیست که به سختی برای زنان را هم چنان اسیر شوهران دانسته و احکام دنیا همانند قوامیت را در بهشت نیز تعمیم و گسترش دهیم.

از شهود ملکوتی تا ظهور مهدوی


شهود و علم شهودی در فرهنگ قرآنی اسلامی به معنای آن است که شخص همان گونه که نسبت به خود و احساسات و عواطف و دردها و شادی های خویش آگاهی و دانش دارد نسبت به امور بیرونی و آفاقی نیز همان گونه آگاهی و دانش دارد. این همان گونه به معنای همسانی است. به سخنی دیگر علم و دانش شخص به آفاق و اموری بیرونی هماند علم و دانش وی به خود و نفس است. این گونه است که علم حضرت ابراهیم (ع) به امور و ملکوت و باطن آفاقی همانند علم و دانش وی به خود و دردها و غم ها و شادی هایش است. از این رو هنگامی که در رویا به وی می گویند که فرزند خویش را می بایست قربانی کند از آگاهی کامل و شهودی برخوردار بود و همه چیز را آن چنان که خود می خواست می دید و هیچ آه و ناله و سوز و گداز و اعتراض نداشت. کسی که از شهود برخوردار است و علم به ملکوت دارد در مقامی نیست که چرا کند؟ زیرا چرایی برای او لغو و بیهوده و بی معناست. هنگامی که خورشید را به عیان می نگرد دیگر از خورشید پرسیدن و ظهور و بروز آن سوال کردن لغو و بیهوده است.
انسان نمی بایست به نعمتی شاد گردد و یا از دست رفتن نعمتی اندوهگین شود؛ زیرا نعمت هر چند بزرگ و مهم باشد تا به درستی از آن بهره گرفته نشود نقمت است . اگر به کسی نعمتی داده می شود می بایست با به کارگیری و بهره مند درست از آن در راستای تکامل و کامل خود و جامعه انسانی شکر نعمت گزارد. از این رو از هر نعمتی دو پرسش می کنند که از کجا آورده ای و در کجا هزینه و خرج کرده ای؟ کسی که نعمتی به وی داده می شود همواره تا زمانی که نعمت هست می بایست هوشیار و بیدار باشد تا خدای نکرده در راه بد استفاده نشود و یا نکند. به بنی اسرائیل نعمت های بسیاری داده شده بود ولی آنان با ناسپاسی و عدم استفاده درست و یا نابه جا گرفتار غضب الهی شده اند و قرآن بر ایشان خشم گرفت و خشم بر خشم را خریدند. کسی خشمی را می خرد ولی ایشان خشم بر خشم را خریدند. بنابراین نمی بایست با هر نعمتی بر این باور بود که خداوند به من اکرام کرده است: قد اکرمن و یا با هر از دست دادن نعمتی نمی بایست گفت که خداوند به من اهانت و توهین کرده است و مرا خوار داشته است: قد اهانن ( سوره فجر) بلکه نه آن نعمت اکرام و بزرگداشت توست و نه آن گرفتن نعمت به مفهوم و معنای خوارکردن است. اگر به او نعمتی می دهد می بایست از همه آن پاسخ دهد. اگر خانه ای هزار متر مربع بسازد و بگوید : هذا من فضل ربی گمان نبرید که این فضل است بلکه این آزمون است که نادانسته خود را گرفتار کرده است و از وی بازخواست خواهد شد که تو به این همه فضای اضافی نیاز داشتی تا هزار متری بسازی و بگویی هذا من فضل ربی و این را فضل پروردگارت برشماری ؟ این ها چه آن نعمت و چه آن به ظاهر نقمت همه آزمون و ابتلای الهی است. فضل وقتی است که به درستی از نعمت بهره برید و به حکم : حق للسائل و المحروم ( سوره ق) حق و حقوق صاحبان حق را بدهد و به دیگران کمک کند.
صاحب عصر و زمان (عج) به حکم ولی الله الاعظم و خلیفه الله در همه جا حاضر است و هرگز به این معنا غایب نیست. او در حال حضور خویش همه را بهره می دهد. از زمانی که ایشان زاد شد و ولایت و امامت را در پنج سالگی به عهده گرفت تا کنون حضور داشته و به حکم ربوبیت و پروردگاری طولی بر همه هستی در راستای تکامل آنان کمک و یاری می رساند. از این رو ایشان هرگز غایب در برابر حاضر نبوده اند. اگر برای ایشان غیبتی است دربرابر ظهور است. به این معنا که همواره حاضر است ولی ظهوری ندارد نه این حضوری نداشته باشد. آن که حاضر است اوست و آن که انتظار ظهور او می رود اوست. غیب ایشان در برابر ظهور ایشان است نه غیب در برابر حضور. از این روست که هم چون خورشیدی در پس ابر به همه روشنایی می دهد و همگان از وجودش بهره می برند. از زمانی که ولایت یافت عصر صاحب الزمان (عج) آغاز شد و از آن زمان مردمان به برکت وجودی ایشان رشد و تعالی خویش را شروع کرده اند. این گونه است که در عصر ایشان این همه پیشرفت و تعالی در جوامع بشری رخ نموده است.
زمان ظهور ایشان که حضور ایشان را ظهوری همراه خواهد بود و از پرده غیب بیرون می آید و چشمان همگان به جمال ایشان می افتد ، زمانی است که ظلم و جور همه جا را فرا می گیرد: مئلت الارض ظلما و جورا؛ در این زمان جور حاکمان و سلطه گران زیاد می شود و ظلم و بی عدالتی و بیداد قدرتمندان فزونی می یابد. این بدان معنا نیست که در عصر پیش از ظهور گناه زیاد می شود. گفته نشده است که در آن زمان گناه زیاد می شود بلکه گفته شده است که ظلم وجور زیاد می شود که ظلم و جور به ویژه دومی ارتباط تنگاتنگی با دولت ها و حکومت ها دارد. بنابراین پیش از ظهور آن چه فراوان است ظلم و جور است نه گناه . در این دوره است که مردم از ظلم و جور خسته می شوند و خواهان عدالت می گردند. تا انسان از ظلم و جور خسته نشود که : لیقوم الناس بالقسط انجام می شود. در این آیات گفته شده است که مردمان به قسط و عدالت قیام می کنند و آن را بر پا می دارند . به این معنا که تا مردم نخواهند در هیچ جامعه ای عدالت نمی تواند تحقق یابد. عدالت امری نیست که بتوان از بالا با دستور و حکم و فرمانی اجرا کرد؛ عدالت امری است که می بایست از میان مردم برخیزد و مردم می بایست آن را بر پا دارند. از این روست که مردم خسته از ظلم و جور دولت ها خود قیام می کنند و خواهان عدالت و ظهور کسی می شوند که این عدالت را به نام مردم تنها مدیریت کند. بنابراین صاحب الزمان (عج) مدیریت کننده عدالت است و آن که عدالت را بر پا می دارد مردمان هستند.
این چهار نکته را دخترم خواست و نوشتم. باشد که بینش و نگرش وی به این مسایل مهم تغییر یابد و حق را چنان که قرآن گفته بشناسد و بیابد و برای آن قیام کند.

ايجاد مركز ترجمه‌های قرآن

ترجمه‌های قرآن در ترازوی نقد/19
سردبير نشريه «نبأ»: ايجاد مركز ترجمه‌های قرآن از تحريف تفاسير قرآن جلوگيری می‌كند

گروه ادب: ايجاد مركزی برای ترجمه‌های قرآن می‌تواند ترجمه‌ها را با مبانی اجتهادی مطابقت دهد و نگذارد ترجمه‌ها و تفاسير، خلاف حقايق قرآن در جامعه پخش شود.

خليل منصوری پژوهشگر و مؤلف كتاب «ايمان در قرآن»

«خليل منصوری» پژوهشگر و مؤلف كتاب «ايمان در قرآن» در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: اصولاً تحريف چنان‌كه قرآن درباره يهوديان گفته است در ترجمه و تفسير اتفاق می‌افتد نه در تصحيف. حتی می‌گويند كه در تورات آن‌گونه تصحيفی انجام نشده و آن چه اتفاق افتاده تحريف است كه در معانی رخ می‌دهد.

وی ايجاد مركزی برای ترجمه‌های قرآنی را يكی از راه‌های جلوگيری از ترجمه‌های نادرست از قرآن كريم دانست و افزود: اين مترجمان و مفسران هستند كه مفاهيم قرآن را به مردم منتقل می‌كنند. حال اگر ترجمه و تفسيری از قرآن صورت پذيرد كه با حقايق قرآنی متضاد باشد، ايجاد نهاد و مركزی به عنوان مكانی برای امر به معروف و نهی از منكر می‌تواند جلوی اين عمل را بگيرد و از تحريف محتوا و معنا باز دارد.

سردبير نشريه قرآنی «نبأ» ادامه داد: بی‌گمان دشمن ممكن است قرآن را تصحيف نكند، ولی به حتم در تحريف آن از راه ترجمه و تفسير می‌كوشد و اين نيازمند هشياری و ايجاد مركز كنترل و ارزيابی است.

مؤلف كتاب «آرامش در قرآن» ايجاد مركزی برای ارزيابی ترجمه‌های قرآن را الزامی خواند و تأكيد كرد: همان‌گونه كه برای كنترل، ارزيابی، نگارش و كتابت قرآن مركز و سازمانی ايجاد شده است، بايد مركز و سازمانی مستقل و يا در سازمان دارالقرآن‌الكريم ايجاد شود تا ترجمه‌ها را كنترل كند.

منصوری با اشاره به انواع ترجمه‌های قرآن يادآوری كرد: ترجمه‌ها انواع و اقسام زيادی دارد كه برخی از ترجمه‌ها را بايد وفادار به الفاظ دانست. در اين ترجمه‌ها شخص تلاش می‌كند معنايی را كه از يك لفظ فهميده منتقل كند و شايد اين معنا آن چنان‌كه بايد نتواند همه مفاهيم آن را لفظ يا متن را منتقل كند و بيشتر ترجمه‌های تحت‌الفظی اين‌گونه هستند كه وفادار به يك معنای لفظ هستند.

به اعتقاد اين پژوهشگر ترجمه‌های تفسيری هم ترجمه نيستند بلكه خلاصه تفسير هستند و آن هم با توجه به فهم مترجم و استعدادها و ظرفيت‌هايش انجام می‌شود و كاستی‌های خودش را دارد.

لزوم‌ايجاد‌مركزی‌برای‌ترجمه‌های‌قرآن
همان‌گونه كه برای كنترل، ارزيابی، نگارش و كتابت قرآن مركز و سازمانی ايجاد شده است، بايد مركز و سازمانی مستقل و يا در سازمان دارالقرآن‌الكريم ايجاد شود تا ترجمه‌ها را كنترل كند

وی ادامه داد: ما نبايد اميد آن را داشته باشيم كه كسی بيايد ترجمه كامل از قرآن ارايه دهد؛ بلكه تنها اميد به آن است كه خلاف مفاهيم قرآنی عمل نكند. قرآن حتی در الفاظ خويش كه كلام الهی محسوب می‌شود به گونه‌ای است كه قابليت ترجمه را ندارد و حتی تفاسير، ناتوان از ارايه معانی و مفاهيم بی‌پايان آن هستند.

منصوری در پايان ترجمه‌های كنونی قرآن را تنها انتقال بخشی از مفاهيم قرآن برشمرد و عنوان كرد: آن‌چه هم‌اكنون در ترجمه قرآن اتفاق می‌افتد بيان بخشی از مفاهيم و معانی است كه انتقال می‌يابد و خواننده زبان فارسی با آن آشنا می‌شود؛ زيرا حتی كسانی كه زبان عربی زبان مادری آن‌ها هست نمی‌توانند مدعی شوند كه قرآن را می‌فهمند و با خوانش آن به همه پيام‌ها و مفاهيم آن دست می‌يابند، حال چه برسد كه كسی بخواهد به اين مفاهيم و معانی طريق يك مترجم انسانی برسد كه بدبختانه در بيشتر موارد حتی مجتهد و مفسر نيستند و بدبختانه‌تر آن‌كه حتی با زبان فارسی آشنايی كافی ندارند.
قسمت نخست اين گفت‌وگو را اينجا بخوانيد

نقد علمی ترجمه

سهشنبه ۶ آذر -۵۱۴ ۱۲:۵۳ شماره‌ خبر : 194981
ترجمه‌های قرآن در ترازوی نقد/18
مؤلف «ايمان در قرآن»: نقد علمی ترجمه‌های قرآن نيازمند بازتعريف است

گروه ادب: نقد علمی در ترجمه‌های قرآن را بايد بازتعريف كرد و مشوق نخبگان و نويسندگان شد تا نقد را ابزار تكاملی بدانند.

خليل منصوری» قرآن‌پژوه و مؤلف كتاب ايمان در قرآن

«خليل منصوری» قرآن‌پژوه در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) درباره فضای نقادی در ترجمه‌های قرآن گفت: نقد در همه حوزه‌ها در ايران از بيماری رنج می‌برد، به يك معنا در هيچ حوزه‌ای نقد به شكل درست و كاربردی آن انجام نمی‌شود. در محافل ادبی يا از ادبيات هجو و تحقير استفاده می‌شود يا به مداحی و ستايش صرف بسنده می‌شود.

او با اشاره به رويكرد فضای نقادی در گذشته تصريح كرد: پيش از اين مجالس نقد به صراحت و سهولت برگزار می‌شد و هنگامی كه مسأله‌ای علمی را طرح می‌كردند از سوی شاگردان و هم‌ترازان به نقد كشيده می‌شد.

كتاب‌های بسياری نيز به رشته تحرير درآمده است كه ناظر به نقد افكار و آرا يا كتابت و نگارش نويسنده و دانشمندی بوده است كه نمونه‌ای از آن‌را می‌توان در حواشی كتاب‌های علمای برجسته‌ای چون «امام فخررازی» و «ابن رشد» و «خواجه نصير‌الدين» يافت.

مؤلف كتاب «ايمان در قرآن» با انتقاد از فضای كنونی در نقد ترجمه‌های قرآن بيان كرد: در حوزه علوم قرآنی به ويژه نقد ترجمه‌ها اين مشكل نيز وجود دارد.

او افزود: در گذشته نقد از سوی برجستگان و عالمان ـ كه خبره و نخبه در اين فن بودند ـ صورت می‌گرفت، ولی امروزه فضای ترجمه و نقد به گونه‌ای لوث شده است.

وی ادامه داد: چرايی اين امر را بايد در اين دانست كه هر كسی اكنون با كم‌ترين بضاعت علمی به ترجمه می‌پردازد. اين مشكل در تمام رشته‌ها وجود دارد. كسی كه خود در دانش فلسفه غرب تسلطی ندارد تنها به صرف آموختن زبانی دست به ترجمه می‌زند.

منصوری در ادامه، نبود معانی واضح برای واژه‌ها را يكی از مشكلات ترجمه‌های قرآن خواند و افزود: برخی از ترجمه‌های قرآن به گونه‌ای است كه بايد برای فهم معانی ترجمه‌ها به فرهنگنامه دهخدا يا چند فرهنگنامه ديگر رجوع كرد.

مترجمان‌غيرمتخصص‌آسيب‌‌ترجمه‌های‌قرآن
آسيب جدی ديگری كه در ترجمه‌های قرآن اتفاق می‌افتد و بسيار مشهود است ترجمه‌هايی است كه افراد غير متخصص انجام می‌دهند. اگر صرف دانستن زبان عربی كفايت می‌كرد بايد همه عرب‌زبان‌ها مجتهد باشند

به اعتقاد وی ترجمه قرآن بايد به زبان معيار باشد و اين معيار به اين معنا نيست كه از واژگانی استفاده شود كه فردوسی و سعدی به كار برده‌اند و در حال حاضر مهجور شده است و مردم به معنای آن پی نمی‌برند.

نويسنده «كتاب در مفهوم قرآن» تأكيد كرد: به نظر می‌رسد كه در ترجمه از اين مسأله غفلت شده است كه ترجمه قرآن معنا ندارد و آن چه اتفاق می‌افتد ترجمه معانی قرآن است؛ زيرا برای هر واژه‌ای چند معنا وجود دارد و اين واژه در جمله معنای خاصی می‌يابد و هر كسی در هنگام قرائت قرآن معنايی به ذهنش خطور می‌كند و آن معنا را مناسب با جمله می‌بيند و به عنوان گزينه نخست در ترجمه قرار می‌دهد و می‌گويد كه اين ترجمه درست است؛ در حالی‌كه همين شخص با كمی تفكر يا در شرايط روحی ديگر يا پيش و پس كلام، گزاره‌ها و سياق به معنای ديگری می‌رسد و به نظرش اين معنای دوم برای آن واژه مناسب‌تر است و آن‌را بر می‌گزيند و در ترجمه می‌آورد.

منصوری ترجمه‌ شدن قرآن به دست غير مختصصان را يكی ديگر از آسيب‌های اين ترجمه‌ها خواند و گفت: آسيب جدی ديگری كه در ترجمه‌های قرآن اتفاق می‌افتد و بسيار مشهود است ترجمه‌هايی است كه افراد غير متخصص انجام می‌دهند. اگر صرف دانستن زبان عربی كفايت می‌كرد بايد همه عرب‌زبان‌ها مجتهد باشند.

اين پژوهشگر معتقد است كه در ترجمه‌ها بايد افرادی وارد شوند كه هم با زبان مبدأ و هم زبان مقصد كاملا آشنا باشند و ازسوی ديگر مفاهيم فقهی قرآن را بفهمند.

به گفته او وقتی مترجم دارای اجتهاد نباشد ممكن است كلام الهی را به گونه‌ای تعبير و ترجمه كند كه خلاف حكم الهی باشد و مردم بر پايه اين ترجمه گمان كنند كه فقيهان حكمی را كرده‌اند كه قرآن خلاف آن حكم كرده است.

وی با محكوم كردن ترجمه‌های منظوم قرآن ادامه داد: ترجمه شعری از قرآن را نمی‌توان حتی ترجمه دانست. اين ترجمه‌ها نمی‌توانند به متن وفادار باشد و به جهت تنگناهای قافيه و شعر مطالبی افزوده و يا كاسته می‌شود كه به اصل محتوا و مفاهيم قرآن ضربه می‌زند. اين ترجمه‌ها از قرآن تنها بايد به عنوان تلاشی برای انتقال مفاهيم قرآنی ارج‌گذاری شود همانند شعرهای حافظ و سعدی كه قرآن را به جامعه منتقل می‌كردند و مفاهيم آن را از راه شعر در جامعه گسترش می‌دادند ولی اين به معنای ترجمه قرآن نبوده است. اين‌گونه ترجمه‌ها هم كه به اين عنوان در جامعه رواج داده می‌شود، ترجمه قرآن يا ترجمه معانی و مفاهيم قرآن نيست، بلكه شعری قرآنی مانند شعرهای قرآنی مولوی، سعدی و حافظ است.

بخش دوم اين گفت‌وگو به زودی بر روی خروجی خبرگزاری ايكنا قرار خواهد گرفت.


عنوان‌های خبری

دسترسی موضوعی به اخبار




شعب داخلی
خوزستان
خراسان رضوی
منطقه شمال غرب کشور
مازندران
قم
سیستان و بلو‌چستان
کرمان
فارس
اصفهان
خراسان جنوبی
مرکزی

شعب خارجی
منطقه بالکان
باکو
ترکیه

خدمات
جستجوی پيشرفته
پيوندها
پيشنهاد سوژه
ارسال خبر
تفسیرقرآن مقام معظم رهبری
سيری در حقایق وحی
ثبت نام خبرنگاران افتخاري
دو هفته نامه رایحه
متن کامل قرآن کریم
نوای قرآن
FLASH احادیث روز




E-Mail: info@iqna.ir

بازی های رامسری: گندله بازی

بازی های رامسری: گندله بازی

در گذشته به ویژه در شب های بلند زمستانی و یا مناسبت های خاص مانند شب های رخت وچینی و خیاط سری که مقدمات عروسی است، جوانان بازی ای را به اجرا می گذاشتند که از آن به گندله بازی یاد می کردند.

البته ممکن است که در گوشه های دیگر شهر این بازی به گونه ای دیگر اجرا می شد ولی در دهستان شل محله که شامل دزکول بن ، تنگدره و شل محله را شامل می شد و در اسناد تاریخی اداره ثبت اسناد شهسوار این گونه آمده است، طریقه بازی به گونه ای است که در این جا توضیح داده می شود.

جوانان به طور حلقه ای می نشستند و پارچه ای را گلوله کرده و سر آن را گره می زدند. آن گاه از سر گلوله گره زده آن را یک به یک نگه داشته و به سمت پایین یک به یک دست ها را جا به جا می کردند. اگر سر گلوله که به آن گندله می گفتند خم می شد آن فرد انتخابی بود که می بایست در وسط دایره می نشست. آن گاه افراد گندله را در پشت سر خویش به حرکت در می آوردند به گونه ای که فرد وسط متوجه نشود که گندله دست چه کسی است. وی که می کوشید هوشیار باشد و خود را از ضربات گندله حفظ کند به هر سوی می گردید. اشخاص می کوشیدند به شکلی با گندله ضربه ای به شخص وسط دایره بزنند. هر کس می کوشید تا وسطی را غافل کند و به او ضربه بزند. شرط ضربه این بود که به صورت و یا سر شخص اصابت نکند. این ضربات هر چند که با پارچه گلوله شده بود، ولی بسیار سنگین و محکم بود. وسطی می کوشید تا هنگام ضربه زدن ، گندله را از دست ضربه زننده بیرون آورد. هر گاه وسطی موفق می شد گندله را از دست کسی که به او ضربه می زد بیرون آورد، آن شخص به عنوان وسطی میان دایره می نشست و بازی ادامه می یافت.

این بازی به گونه ای مشهور بوده است که برخی از ضرب المثل ها در باره آن ساخته شده است . از جمله آن ها می توان به این ضرب المثل اشاره کرد: گندله وی دس سر بکته ،( گندله روی دست وی افتاد) یعنی گرفتار مشکل شد و در دام افتاد.

منابع

به نقل از حاج حسن پورمنصوری، سکینه پورمنصوری و عباس آقاخانی

خلیل منصوری

مصادره اموال و املاک مردم رامسر از سوی رضا شاه


بر پایه اسناد تاریخی معتبر،از سوی رضا شاه بسیاری از املاک و اموال مردم مازندران به ویژه غرب آن مصادره و به نام وی زده شد. در سال 1310 رضا خان اقدام به کشاندن ملاک بزرگ به دفترخانه های ثبت اسناد و املاک که چندی از ایجاد نگذشته بود ، نموده و کلیه اموال خوانین و مالکین مناطق فوق را به زور و تهدید و ترغیب را مصادره و به مالکیت خویش در آورده است. در این راستا مبالغی ناچیز به عنوان ثمن معامله به آنان پرداخت می گردید . این املاک اعم از زمین های زراعی و باغات و مراتع بوده است.

علت اصلی در تصرفات فوق افزون بر از میان بردن قدرت خوانین و مالکین محلی، شناسدن شاه به عنوان خان بوده است. از این رو خود را به عنوان خان به مردم معرفی می کرد و مردم از او به رضاخان یاد می کردند.

در این دوره است که رضا شاه با خان بزرگ تنکابن ، یعنی سپهسالار تنکابنی و فرزندش سرادر اسعد در می افتد و همه اموال وی را به شیوه های مختلف از چنگ وی بیرون می برد به گونه ای که ایشان دست به خودکشی می زند.

یکی از مراکزی که شاه علاقه داشت تا آن را به نام خود در آورد زمین های سخت سر و رامسر کنونی بوده است. در رامسر شماری مالک به سر می بردند که زمین های ایشان از سوی رضاه شاه مصادره می شود.

جد بزرگ نویسنده ، سلطان محمد تقی خان که در اسناد تاریخی به محمدتقی بک از وی نام برده شده است، یکی از مالکین و خوانین رامسر بوده است. در زمان فرزند وی آقاجان شل آقاخانی و یا شل آقاجانی در برخی از اسناد که به احتمال قوی غلط نوشتاری و تایپی است، رضا شاه به قدرت می رسد.

رضاه شاه به زور اقدام به خرید املاک وی می کند. در سندی که به امضای رییس اداره کل رسیدگی و تصفیه املاک واگذاری به دادگاه نخستین رسیدگی و تصفیه اموراملاک واگذاری شعبه سه شهسوار سابق رسیده ، آمده است: در جواب دادخواست شماره 878 راجع به دادخواهی آقایان شل آقاخانی اولا طبق اسنادی که در این اداره وجود دارد مقداری از اراضی قریه آخوندمحله توسط آقایان فروشندگان و شخصی به نام آقایان شل آقاخانی به رضا شاه منتقل گردیده است . لهذا دعویت مشمولیت دعوی شاکی به بند الف از ماده 14 مورد تردید و تامل می باشد.

ثانیا : به موجب اسناد 1822 (15- 8- 22) و 3306 ( 10- 8- 15) و 3373( 5- 8- 22) از دفاتر اسناد رسمی شماره 4 و 5 شهسوار مقداری از اراضی واقعه در قریه شل محله توسط آقایان شل آقاخانی و دیگری به نام آقاجان ضمن سایر فروشندگان به شاه سابق انتقال یافته است.

ثالثا : طبق اسناد موجود در این اداره عده ای از شاکیان به اتقاق شخصی به نام آقاجان کلیه اراضی خود را واقع در طالش محله به شاه سابق انتقال داده اند لهذا در این مورد نیز غصب اراضی شاکی از طرف شاه سابق مورد تردید و تامل خواهد بود.

رابعا: چون مستند دعوی شاکی برگ گواهی نامه است گواهی گواهان در این گونه موارد از لحاظ اشتراک منافع آنان مسلم تلقینی تلقی می گردد فلهذا وفق ماده 1313 مدنی گواهی آنان نیز قابل استماع و ترتیب اثر نیست.

خامسا : وجود رابطه معامله مذکور در بند دوم اعتراضات اداره ادعای مازاد نسبت به موارد معامله از طرف شاکی مسموع نیست . در صورتی که حقی جهت شاکی اضافه بر موارد معامله محسوب گردد در عین منوط به احراز تصرف مالکانه شاکی و تصرفات شاه سابق و فساد ید فعلی است و عدم حدوث تغییرات اساسی در موارد نزاع است. طبق مدارک موجود در این اداره در موارد نزاع تغییراتی به شرح زیر حادث شده است.

در آخوندمحله هفتاد و شش جریب و یک دهو باغ مرکبات ، شصت و چهار جریب و یک دهو باغ چای توبن سیزده جریب و هشت دهو مرکبات و پنجاه و پنج جریب و پنج دهو باغ چای ؛ طالش محله بیست جریب و سه دهو باغ مرکبات ، دویست و چهل و پنج جریب باغ چای . از این رو بر هیات است در حصول حقانیت و تفکیک حقوق عینی دولت از حقوق و منافع احتمالی شاکی اقدام و حکم شایسته صادر فرمایید.

در این سند به خوبی روشن شده است که در عصر محمدرضا شاه برای این که مردم عاصی را آرام ساخته و اشتباهات شاه سابق را به نحوی بپوشانند ضمن تشکیل دادگاه های خاص اقدام به استرداد برخی از اراضی غصب شده به ملاکین نمودند.
در سند دیگری که در اختیار نویسنده است آمده :

آقایان شل آقاخانی به همراه سایر مالکین و شرکاء دادخواستی به خواسته استرداد شش دانگ یک مرتع اشکت چاه ، توشچال ، کراکت کره سر، صفا سرا، و اراضی دیگر ، و نیز شش دانگ مرتع جواهرده و توابع و مرتع گوسفند و چهار دانگ از شش دانگ مرتع حسن لشیکات ، صفاسرا ، چهار دانگ از شش دانگ مرتع فرسه لر، چهار دانگ از شش دانگ مرتع ترامک دست واقع در صفا سرا، چهار دانگ از شش دانگ مرتع تجمیروایرا، در این سند برخی از املاک آقاجان شل آقاخانی این گونه بیان شده است: در آخوند محله سه جریب و پنج و هفت دهو مرکبات و دو جریب و شش و شش دهو در طالش محله و یک و شش و پنج جریب شالیزار در لمتر و چهار و هشت و بیست و هفت در دریا پشت؛ هفت دهو شالیزار و مرکبات در شاهمنصور محله و هشت و سه دهو مرکبات در آخوند محله و غیره. و هم چنین میزان سه دانگ مرتع علفچر محلی سلمل جواهرده .

خلیل منصوری

تنگدره رامسر

تنگدره رامسر

تنگدره ، یکی از محلات قدیمی و کهن رامسر است . این محله در غرب شهرستان رامسر و در کناره ترکرود قرار گرفته است. تنگدره در میان دره ای تنگ قرار دارد و کسی که وارد آن می شود از سراشیبی تند وارد و از سربالایی تندی نیز می بایست عبور کند. همین مساله علت نام گذاری محله به این نام بوده است. تنگدره در گذشته به دو بخش کهنه تنگدره و تازه تنگدره تقسیم می شد. رودخانه ترکرود آن را به دو بخش تقسیم نموده است.

تنگدره کنونی به دو بخش بالا تنگدره و پایین تنگدره تقسیم می شود. در بالا تنگدره که در مسیر جاده پوتک(پتک) قرار دارد ، در روی تپه قرار گرفته است و می توان آن را همان کندسر (روی تپه) نماید چنان معروف و مشهور است. مردمان آن از مردمان پتک ، فیلک دم جواهرده و شاه منصور محله ای و مردمانی از سیاهکل است.

ساکنان کهنه تنگدره از مردمانی بومی منطقه چون باقر سیلمی ها (که از قدیمی ترین مردمان بر پایه اسناد تاریخی ساکن در این محله هستند) گلجاری ها می باشند که ظاهرا این ها نیز از نصیر محله به این جا کوچ کرده اند.

فلکی مقدم ، اتابکی ، رامسری از مهاجران سیاهکل در اواخر دوره قاجار هستند که پس از کوچ در عهد احمد شاه قاجار به عنوان ابواب جمعی سپهسالار تنکابنی و پسرش امیر اسعد در آمدند و آن گاه که سلطان محمدتقی خان شل آقاخانی در گذشت مقام سلطانی به ایشان واگذار شد و اموال و املاک سلطان محمدتقی در شل محله جواهر ده به ایشان داد شد. البته برخی از اموال و املاک هم چنان در اختیار آقاجان قرار داشت که بعدها در دوره رضاشاهی مصادره شد.

توکل رامسری به همراه دیگر برادران خویش در جنگ های سپهسالار با آنان همراهی می کرد. وی در سال 1340 خورشیدی در گذشت.

پس از این که بازارچه شل محله که در کنار رود ترکرود در جریان طغیان رود تعطیل شد، مسجد و دکان ها به نزدیک بقعه سید خرم کیا منتقل شد و این مکان از اهمیت ویژه ای برخوردار شد. تعاونی و مسجد، چند دهانه دکان ، برنج خشک کنی ، نانوایی ، گرمابه ، مدرسه ، چوبری در این جا احداث شد.

در اسناد تاریخی نام محله به همین شکل آمده است. کهن ترین سندی که در این زمینه به دست آمده است ، صلحنامه ای خطی است که در جمادی الثانی سال 1154 هجری قمری به دنبال اختلاف میان او ملا محمد یوسف و محمد سلیم فرزندان محمد باقر تنگدره ای در مورد ملک دیسر رامسر روی داده بود، تنظیم شده است.

در آغاز این صلحنامه یاد شده چنین آمده است: نزاعی فیمابین صلاحیت و نجابت پناهان ملامحمد یوسف و محمد سلیم ولدان مرحوم محمد باقر تنگدره ای و رفعت معالی پناه شاهمنصور من القریه ...

محمد سلیم جد خاندان باقر سلیمی های تنگدره است. از این خانواده روحانیون و عالمانی برجسته برخاسته است .

تنگدره به علت وجود دو بقعه مقدسه سید خرم کیا و آقاجان گل معروف و مورد احترام اهالی به ویژه سادات منطقه بوده و هست. در کنار هر دو بقعه قبرستان های بزرگی است. البته در گذشته فضای هکتاری داشته اند که به مرور زمان از سوی نهاد ها و مردم به تصرف در آمده است.

بقعه سید خرم کیا که بر مذهب زیدی بوده است زگالی می باشد که در بازسازی اخیر به مصالح ساختمانی جدید تغییر شکل داده است و از گذشته تاریخی آن چیزی بر جا نمانده است. تصرفات در صورت قبر یکی از کارهای نادرستی است که در این مورد قبر سید خرم کیا صورت گرفته است. بازسازی این قبر منجر با نادیده گرفتن اسناد تاریخی و از میان بردن بخشی از تاریخ منطقه انجامیده است که بیانگر سکونت اقوام پیش از سده هفت و هشت هجری است. ، زیرا مذهب مردمان در گذشته زیدی بوده و از این رو آنان بر قبر و مزار این شهید سادات کیایی بارگاهی ساخته اند. این در حالی است که تغییر شکل صورت قبر از زیدی به شیعی این بخش از تاریخ را به دست فراموشی سپرده است.
در گذشته این بخش شامل مدرسه علمیه و مکتب خانه و حسینه و مسجد گلی کوچکی بوده است. جاده کنونی تنگدره بسیاری از آثار تاریخی را از میان برده و ساخت مدرسه در آن قبرستان بسیاری از قبرهای کهن دست خوش نابودی ساخته است.

از گذشته تنگدره جز دو بارگاه ملکوتی سید خرم کیا و رشادت های آقاجان گل چیزی به جا نمانده است و سکه های کشف شده در بازارگاه شل محله نیز که مربوط به سده های هفت و هشت بوده است اکنون در دست دلالان افتاده است.

تنگدره ای ها در جواهرده رامسر نیز محله ای برای خود دارند، چنان که بومی هر منطقه دیگر رامسر از سابق دارای محله و ملک و املاک در آن جا بوده اند. در جواهرده نیز کهنه تنگدره و تازه تنگدره معروف و مشهور است. ساکنان این محله در گذشته بیشتری از تنگدره بوده اند و در حال حاضر از اقوام و محلات دیگر نیز در این محله اسکان یافته اند.

فاصله تنگدره رامسر از بازار و مرکز شهر (آخوندمحله ) یک کیلومتر است. کسی که از سه راهی فلسطین به سمت خیابان شهید بهشتی (لات محله و جاده جواهرده ) به سه راهی کندسر آخوند محله بیاید وارد خیابان شهید محمد منتظری می شود که جاده آسفالته توبن است . پس از گذر از کندسر و دزکول بن به آقاجان گل می رسد . تنگدره کنونی از آقاجان گل آغاز می شود و تا پتک در جنوب غربی ، شل محله در شمال و توبن در غرب ادامه می یابد.

رودخانه تروکرود با آب دهی خوب و صاف و پاک خود، یکی از منابع مهم تامین آب مردمان رامسر در گذشته و حال بوده است. منبع آب و تصفیه خانه تنگدره معروف و مشهور است.

خلیل منصوری