اطاعت از ولايت؛ چرا و چگونه؟

imam_ali_1 ولايت به يك معنا بنياد هستي است؛ زيرا رابطه درست و راستين ميان خدا و خلق در ولايت، معنا و مفهوم مي يابد. هركسي با تبيين موقعيت و سلوك خويش نشان مي دهد تا چه اندازه در مقام قرب و يا بعد از خداوند نشسته است. از اين رو مفاهيم ديگري چون اطاعت و طغيان، كمال و نقصان، ايمان و كفر، حب و بغض و مانند آن متأثر از ولايت خود را نشان مي دهد و ارزيابي مي شود.

يكي از راه هاي سنجش ميزان و سطح ولايت پذيري چنان كه گفته شد، اطاعت و طغيان است؛ از اين رو هرگاه سخن از ولايت و درجات و سطوح مختلف آن مي شود، از ميزان اطاعت پذيري آن سخن به ميان مي آيد. نويسنده در اين مطلب كوشيده است تا تحليل و تبيين قرآن را نسبت به چرايي و چگونگي اطاعت از ولي الله را ارائه دهد و نسبت آن را با مسايل روز ازجمله ولايت فقيه و اطاعت از اولوالامر بيان كند. با هم اين مطلب را ازنظر مي گذرانيم.

¤ ¤ ¤

اطاعت، بهترين معيار سنجش

اگر بخواهيم ايمان شخصي را نسبت به كسي بسنجيم، مي بايست به ميزان اطاعت پذيري او توجه كنيم. شايد شما خود از اين دسته افراد باشيد و كساني را ديده باشيد كه به سبب علاقه و عشق زيادي كه نسبت به كسي دارند، مي كوشند تا سرتاپا خود را همانند وي كنند. اين (ديگري مهم) تمام روح و جانشان را اشغال كرده است. از اين رو همانندسازي را يكي از شيوه هاي ابراز علاقه و محبت خود نسبت به اسوه خويش قرار مي دهند.

اين افراد به سبب اين كه اسوه و (ديگري مهم) را انسان كامل مي يابند، راه و روش او را الگوي رفتاري خود قرار مي دهند و برآن هستند تا شخصيت خود را با شخص و شخصيت وي همسان و همانند گردانند. شگفت اين كه برخي از اين (ديگران مهم) و افرادي كه سرمشق قرار مي گيرند و اسوه و الگوي فرد مي شوند، تنها در امري موفق هستند و در بسياري از امور ديگر زندگي لنگ مي زنند و از شخصيت كامل و يا متعادلي برخوردار نمي باشند. به عنوان نمونه، الگوي شخص ممكن است فوتباليست برتر و يا خواننده اي معروف و يا ستاره فيلم هاي سينمايي باشد و در مسايل ديگر انساني حتي كم تر از حد انتظار ظاهر شده باشند، ولي شخص به سبب آن كه وي را در يك مسئله موردعلاقه خود كامل مي يابد، نه تنها او را در آن مورد، الگوي رفتاري قرار مي دهد بلكه در امور ديگري كه حتي شخص در آن امور بسيار عقب افتاده و ناقص است نيز سرمشق خود مي كند. از اين رو مي بينيم از الگوي خود حتي در مسايل اجتماعي چون رأي گيري و انتخابات هم پيروي مي كند و به كسي رأي مي دهد كه وي رأي داده است، اگر اين ارتباط ميان دونفر نزديك تر و ملموس تر باشد، مي بينيم كه در هر چيزي مطيع و گوش به فرمان وي است. از اين رو حتي برپايه شنيده ها و احتمالات، به خواسته هاي الگويي كه به نظر وي انسان وشخصيت كاملي است تن مي دهد.

از آن جايي كه ولايت در تحليل اسلامي و قرآني، بخش اصلي و بنيادين مفهوم ايمان است و ايمان و ولايت، امري باطني مي باشد، راه شناخت ولايت پذيري و ايمان اشخاص، با اموري چون اطاعت پذيري مي باشد. به اين معنا كه براي سنجش ايمان و دوستي هركسي نسبت به ولي الله مي بايست به اطاعت پذيري او توجه كرد. هرچه شخص مطيع تر و گوش به فرمان تر باشد دانسته مي شود كه اين شخص عشق و علاقه اي بيشتر دارد و نسبت به ولي الله ارادت و نزديكي بيشتري را احساس مي كند؛ زيرا ولايت در فرهنگ قرآني، ارتباط تنگاتنگي بامهر و محبت دارد و برهمين اساس و الگوست كه در تفسير ايمان واقعي گفته اند كه ايمان و كفر چيزي جز حب و بغض نيست و انسان هاي مؤمن نسبت به خدا و رهبران اسلامي كه از آنان به اولياي الهي ياد مي شود، دوستي و عشق مي ورزند و همين عشق و محبت باطني است كه آنان را به انسان هاي مطيع و گوش به فرماني تبديل مي كند كه اگر از آنها هرچه خواهند بي هيچ اما و اگري انجام مي دهند.

در روايتي است كه خراساني نزد امام صادق(ع) آمد و عرضه داشت: چرا شما حق خود را از خلافت ظاهري بازنمي ستانيد و قيام به حكومت و برپايي آن نمي كنيد؟ در اتاقي كه آن حضرت(ع) نشسته بود، كوره نانوايي بود و در آن آتشي افروخته شده بود. آن حضرت(ع) به خراساني فرمان مي دهد تا درون كوره رود. خراساني هراسان مي شود و به گمان آن كه خطايي از وي سر زده است پوزش خواهي مي كند.

دمي نمي گذرد كه يكي از ياران عاشق و باوفاي امام(ع) وارد مي شود. آن حضرت(ع) به صحابي خويش فرمان مي دهد تا به درون كوره نانوايي برود. صحابي، كفش هايش را زيربغل مي زند و از همان جا خود را به درون كوره مي افكند. خراساني حيران مي ماند كه اكنون اين صحابي در درون آتش كوره چه مي كند و چه مي شود. اما امام(ع) سرگرم گفت و گو مي شود و توجهي به صحابي خود نمي كند. دمي مي گذرد و چون امام نگراني را در چهره خراساني مي يابد به وي فرمان مي دهد تا برخيزد و درون كوره نانوايي بنگرد. خراساني وقتي به سركوره مي رود صحابي را در درون آتش نشسته مي يابد بي آن كه آتش به او زيان و آسيبي رسانده باشد. امام(ع) از خراساني مي پرسد: چندنفر صحابي از اين دست در خراسان داريم كه گوش به فرمان و مطيع محض ما باشند؟ خراساني مي گويد: اين گونه صحابي كسي در خراسان نيست.

اين حكايت به خوبي نشان مي دهد كه ميزان ولايت پذيري شخص را مي بايست از ميزان و درجه اطاعت پذيري وي دانست. هرچه انسان نسبت به مولي و ولي الله نزديك تر و محبت و عشق وي در دل و جانش بيشتر باشد، اطاعت پذيري او نيز بيشتر خواهد بود و در انجام عمل و فرمان اولوالامر كمتر اما و اگر خواهد كرد.

ادامه مطلب…

نقش راه و ترابری در توسعه

1_1 توسعه در لغت به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفته تر شدن، قدرتمندتر شدن و حتي بزرگترشدن است(فرهنگ لغات آكسفورد، 2001). ادبيات توسعه در جهان از بعد جنگ جهاني دوم مطرح و مورد تكامل قرار گرفت. هدف از توسعه در اين اصطلاح، كشف چگونگي بهبود شرايط كشورهاي جهان سومي است تا شرايط مناسبي همچون كشورهاي پيشرفته و توسعه يافته براي آن ها فراهم آيد.

برخي توسعه را كوششي براي ايجاد تعادلي تحقق نيافته يا راهكاري در جهت رفع فشارها و مشكلاتي دانسته اند كه پيوسته بين بخش هاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد. البته اين معنا از توسعه حتي در كشورهاي به اصطلاح توسعه يافته نيزوجود ندارد؛ زيرا عنصر اصلي اين تعريف عدالت و ايجاد تعادل است كه حتي در كشورهاي به اصطلاح متمدن و توسعه يافته علمي وفني نيز نمي توان آن را يافت. به عنوان مثال حتي در كشورهاي پيشرفته نيز، پيشرفت فكري و اخلاقي انسان با پيشرفت هاي فني و علمي همساني ندارد؛ چنان كه فرهنگ عامه با فن آوري هاي وسايل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد و توزيع ثروت و علم نيز با تفاوتي فاحش، محسوس و ملموس است.

از اين روست كه برخي چون بروكفليد در تعريف توسعه گام از توسعه تمدني فراتر نهاده و به توسعه همه جانبه توجه مي دهند. وي مي گويد: توسعه را بايد برحسب پيشرفت به سوي اهداف رفاهي نظير كاهش فقر، بيكاري و نابرابري تعريف كنيم.

به طور كلي توسعه جرياني است كه در خود تجديد سازمان و سمت گيري متفاوت كل نظام اقتصادي - اجتماعي را به همراه دارد. توسعه علاوه بر اينكه بهبود ميزان توليد و درآمد را در بر دارد، شامل دگرگوني هاي اساسي در ساخت هاي نهادي، اجتماعي، اداري و همچنين ايستارها و ديدگاه هاي عمومي مردم است. توسعه در بسياري از موارد، حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز در بر مي گيرد.

مصطفي ازكيا در نتيجه گيري خود از بحث توسعه، آن را به معناي كاهش فقر، بيكاري، نابرابري، صنعتي شدن بيشتر، ارتباطات بهتر، ايجاد نظام اجتماعي مبتني بر عدالت و افزايش مشاركت مردم در امور سياسي جاري تعريف مي كند. (دكتر مصطفي ازكيا، جامعه شناسي توسعه و توسعه نيافتگي روستايي ايران، انتشارات اطلاعات، 1381)

نویسنده خلیل منصوری

ادامه مطلب…

علي(ع) خورشيد تمام نماي اسماء الهي

ALI آسمان را خورشيدي است كه همه ستارگان را به خاموشي وا مي دارد؛ در پرتو خورشيد نه از روشنايي ستارگان خبري است و نه از حضور ايشان اثري.

هنگامي كه خورشيد علوي درخشيدن گرفت همه ستارگان، بي فروغ شدند و نام همه ستارگان و ياد و حضورشان محو گرديد. ديگر نه نامي و نه اثري از ايشان نيست. شگفت اين كه ابن ابي الحديد معتزلي گمان برده است كه خداوند مفضول را بر افضل مقدم داشته است؛ كه اگر اين گونه بود خداوند ابليس را بر آدم مقدم مي داشت. وقتي خورشيد آدميت و علويت درخشيدن گرفت و از پس پرده آفرينش جلوه نمود نه ستاره اي ماند و نه از مفضول اثري.

مگر نه اين است كه علي و محمد از نور يگانه اي آفريده شده اند و همه ديگران از انوار ديگري؛ مگر نه اين است كه علي و محمد يگانه اند و دو خورشيدي هستند كه با هم طلوع كرده اند؛ و مگر نه اين است كه خداوند به نام ايشان توبه آدم پذيرفت و به يادكرد آنان يونس از دل ماهي گريخت و موسي از فرعون رهيد و دريا بشكافت و مگر نه اين است كه همه هستي بر سر خوان ايشان نشسته است و حتي فرشتگان مقرب و كروبين و عالين از ايشان بهره و فيض مي برند و از ربوبيت طولي ايشان سود مي جويند؟

مگر نه اين است كه هر پيامبري افزون بر پيامبري محمد خواسته و ناخواسته مي بايست بر ولايت علي ايمان آورد؟

اگر علي، عصاره هستي است؛ زيرا محمد عصاره هستي است: ولولاك لما خلقت الافلاك؛ و اگر علي خورشيد تمام نماي اسم الهي است؛ زيرا كه محمد مظهر اسم اعظم الهي است. پس اگر خورشيد علوي درخشيد ديگر نه ستاره اي مي درخشد و نه نامي از آن مي ماند. ديگر نه مي توان از مفضولي ياد كرد و نه اثر و نشانه اي از آن يافت.

اينك اگر علي افضل عالمين است و افضل را بر مفضول به حكم تكوين و تشريع، برتري و ربوبيت و خلافت و ولايت است و هر جن و انس و فرشته اي مي بايست بر انسان كامل سجده برد و اطاعت كند پس از اين نيز مي بايست از پس حضرت ختمي مرتبت، ولايت ايشان باشد.

نویسنده: خلیل منصوری

تاثير سحرانگيز خوش اخلاقي

خوش اخلاقي، برترين صفت

شايد خوش خويي بهترين صفت انساني باشد كه صفتي برتر از آن وجود ندارد. از اين رو آن را بهترين خلق بشر و مهمترين علت تعالي بشر و عامل جلب و جذب دلها دانسته اند.

از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود: العبد ليبلغ بحسن خلقه عظيم درجات الاخره و اشرف المنازل و انه لضعيف العباده و ان لعبد ليبلغ من سوءخلقه اسفل درك جهنم؛ به درستي كه بنده به سبب اخلاق خوب به درجات بزرگ آخرت و بالاترين منزل ها مي رسد درحالي كه عبادت او ضعيف و اندك است. اين در حالي است كه بنده به سبب اخلاق بد و زشتي كه دارد به پايين ترين درجات دوزخ مي رسد. (المحجه البيضاء، فيض كاشاني، ج5، ص39)

خداوند درقرآن مي فرمايد كه علت جذب دل هاي مردم به سوي پيامبر(ص) خلق خوش وي بوده است كه خود از آن به خلق عظيم ياد مي كند و مي فرمايد: «و انك لعلي خلق عظيم (قلم آيه4). همين خوي بزرگ و منش خوش وي بوده است كه مردم را گرداگردش پروانه وار جمع كرد؛ درحالي كه اگر مي خواست با تمام ثروت هاي زمين دل هاي مردم را به سوي خود بكشاند شدني نبود.

به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوي و مهربان هستي، اگر تندخو و سخت دل بودي از گرد تو پراكنده مي شدند، پس بر آنها ببخشاي و برايشان آمرزش بخواه و دركارها با ايشان مشورت كن و چون قصد كاري كني، بر خداي توكل كن، كه خدا توكل كنندگان را دوست دارد (آل عمران آيه951)

پيامبرگرامي(ص) درسفارش هاي خويش مي فرمايد: انكم لن تسعوا الناس باموالكم فسعو هم ببسط الوجوه و حسن الخلق؛ هرگز شما نمي توانيد با اموال خود پاسخگوي نيازهاي همه مردم باشيد و رضايت و خشنودي آنان را جلب كنيد پس با گشاده رويي و خوش خويي آنان را خشنود كنيد (بحارالانوار، ج17، ص943)

نویسنده: خلیل منصوری

ادامه مطلب…

رابطه اشرافيت و اسرافكاري




يكي از رذايل اخلاقي كه فرد و جامعه را به سوي تباهي و مشكلات عديده مي كشاند اسراف است. اسراف عبارت از تجاوز از حدود الهي و گذشتن از خطوط قرمزي است كه احكام الهي آنها را تعيين كرده اند. نويسنده مقاله كوشيده است بطور اجمال به رابطه اشرافيت و اسرافكاري اشاراتي داشته باشد.

زيباترين روش زن داري


اسلام براي هر يك از دو عنصر اساسي بنيان خانواده يعني زن و مرد كاركردها، وظايف و مسئوليت هايي اعم از حقوقي، عاطفي، اخلاقي و اجتماعي تعيين كرده تا هر يك از آنها با عمل بدان، موجبات به وجود آمدن سعادت، خوشبختي، صميميت، صفا و تفاهم در نهاد خانواده را فراهم آورند.
مسلم است كه ناهنجاري ها و مشكلات متعددي كه در خانواده ها بروز مي كند اغلب به دليل ناديده گرفتن اين وظايف و مسئوليت هاست كه از سوي زن يا مرد يا هر دو آنها صورت مي گيرد.

شل محله جواهرده با تاريخي هزار ساله

پيچ‌ها از پي هم مي‌آيند و مي‌روند. سر هر پيچ جاده پايت روي پدال گاز شل مي‌شود، نه از براي احتياط در رانندگي چراكه ديگر هوش و هواسي براي رانندگي نمانده است. پايت روي پدال ترمز مي‌لغزد كه بايستي و منظره‌اي بديع را كه در طول عمرت نديده‌اي، ببيني.
گروه ایرانشهر- پيچ‌ها از پي هم مي‌آيند و مي‌روند. سر هر پيچ جاده پايت روي پدال گاز شل مي‌شود، نه از براي احتياط در رانندگي چراكه ديگر هوش و هواسي براي رانندگي نمانده است. پايت روي پدال ترمز مي‌لغزد كه بايستي و منظره‌اي بديع را كه در طول عمرت نديده‌اي، ببيني. اما به ناگاه منظره ديگري در پي پيچ ديگري پديدار مي‌شود كه قبلي را تبديل به خاطره مي‌كند. پيچ‌ها در اين جاده رويايي به مانند آپاراتچي سينما عمل مي‌كنند. فريم‌ها را يكي پس از ديگري از پيش روي ديده‌ها عبور مي‌دهند و فيلم سفر را مي‌سازند. به دنبال گمشده‌اي مي‌گرديم. به دنبال همان گمشده‌اي مي‌گرديم كه به‌خاطر نام زيبايش پيچ‌هاي اين جاده نديده را براي رسيدن به آن ناديده مي‌گيريم. گمشده‌مان درون جنگل‌هاي به‌هم‌تنيده البرز و در عمق يكي از عميق‌ترين و قديمي‌ترين جنگل‌هاي دنيا قرار دارد. گمشده مان در انتهاي راه پر پيچ و خمي قرار دارد كه آدمي را از كناره‌هاي جنوبي درياي خزر به ارتفاعات مازندران مي‌كشاند.درختان سر به فلك كشيده توسكا، مازو و ملچ كه پيكر سبزشان را گاه از ميانه مه هويدا مي‌كنند به همراه موسيقي موزون طبيعت، همهمه نسيم در ميان درختان، صداي زيباي پرندگان، ريزش آبشار از ميان صخره‌ها و سكوت عميق اعماق دره‌ها، بازي عجيبي با ذهن مي‌كند. پيش‌تر كه مي‌رويم ابرها، كم‌كم و نم‌نم كنار مي‌روند و راه را بر تلألو خورشيدي كه در پس قله‌ها و فراتر از تمامي بلند‌ي‌ها به انتظار نشسته است، مي‌گشايند. به سرزمين جديدي وارد مي‌شويم كه آسمانش تا چشم كار مي‌كند، آبي نيلگون است و زمينش ابر و جاده همچنان پر پيچ و خم ما را به سوي گمشده‌مان راهنمايي مي‌كند. با پيمودن اين مسير يك ساعته جواهرده رخ مي‌نمايد. جواهرده روستايي ييلاقي است در 25 كيلومتري شهر رامسر و از آنجا كه از سه جهت در محاصره كوه است، چشم‌اندازهاي منحصر به فرد و متفاوت دارد. جواهرده جزو نادر‌ترين مناطق كوهستاني ايران است كه با وجود فاصله بسيار كم با دريا، بيش از دو هزار متر از سطح دريا ارتفاع دارد. اين منطقه در حدود شش ماه از سال پوشيده از برف است و در تابستان هم اكثرا هوايي مه آلود دارد. جواهرده جمع تضادهاست. در اين روستا همنشيني خانه‌هاي اصيل شمالي با سقف‌هاي شيرواني گل‌اندود شده و ديوارهاي كاه‌گلي در كنار ويلاهاي لوكس تهراني‌نشين خودنمايي مي‌كند. ساكنان متفاوت اين خانه‌ها نيز همسايگي همديگر را پذيرفته‌اند.كوچه پس‌كوچه‌هاي جواهرده محل تردد اسب و استر و بنز و بي.ام.و است كه به خوبي در كنار هم رانده و به قوانين راهنمايي و رانندگي احترام مي‌گذارند. تنها در اندك مواقعي چهارچرخ‌سواران پا روي قوانين گذاشته و سبقت غيرمجاز مي‌گيرند.جواهرده با وجود ده‌بودنش سال‌هاست كه حال و هواي شهري پيدا كرده اما هنوز هم تا حدودي به زيبايي سال‌هاي دور است. با ديدن اين تضادها تازه افسوس بيشتر نديدن جاده يكدست و بدون تضاد جواهرده را مي‌خوريم. جاده‌اي كه به عنوان نزديك‌ترين راه دستيابي به اين روستا، از انتهاي غربي رامسر، مسافران را تا اين روستا راهنمايي مي‌كند. جاده‌اي كه حدودا در سال‌هاي 50 تا 54 با قطع هزاران اصله درخت، رامسر را به جواهرده متصل كرد.جاده‌اي كه به واسطه‌اش كم‌كم اين بهشت آسماني كشف شد و حالا تبديل به ييلاق بسياري از رامسري‌ها و تهراني‌هايي شده كه تابستان‌ها را در ويلاهاي شخصي خود در اين منطقه مي‌گذرانند و زمستان به شهر خود باز مي‌گردند.اما اگر روند تخريب زيبايي‌هاي جواهرده ادامه يابد ديري نمي‌پايد كه اين منطقه ييلاقي به خاطره‌ها بپيوندد.عامل اصلي اين امر گردشگراني هستند كه بدون توجه به ابتدايي‌ترين اصول تفريح در طبيعت، در اين جاده رفت آمد و يا در جواهرده اقامت مي‌كنند.پراكندگي بسيار زباله‌هايي كه از سربي‌توجهي و سرخوشي‌هاي لحظه‌اي ناشي از حضور در طبيعت در جاده و رودخانه و لابه‌لاي درختان جنگل و در ورودي شهر پراكنده مي‌شود، از يك طرف و رشد قارچ‌گونه ويلاها و هجوم ويلانشين‌هايي كه جنگل را پيوسته تخريب مي‌كنند از طرف ديگر سبب شده است كه در آينده‌اي نزديك اگر اين سير متوقف نشود ديگر جواهري براي جواهرده نماند.متاسفانه فرهنگ نادرست برخورد با طبيعت فقط به مسافران و گردشگران محدود نمي‌شود. ساكنان اين ده نيز خواسته و ناخواسته به تخريب طبيعت تن داده‌ و اين جواهر كوهستاني را در آستانه نابودي قرار داده‌اند.جواهرده به هر طريقي كه اداره مي‌شود نيازمند ساختاري محكم براي حفاظت است و نخستين قدم كنترل زباله‌هاست چراكه پراكندن زباله هميشه و همه‌جاي ايران در پديده‌اي به نام سفر ديده مي‌شود. در حالي كه بخشي از مراقبت ما از طبيعت به وجدان شخصي، بخشي به تعلق خاطر و وابستگي به آن محيط باز مي‌گردد، مابقي مرتبط با فرهنگ است. البته به غناي فرهنگ ايرانيان ايرادي وارد نيست، اشكال از عدم شناخت ما از اين فرهنگ غني است.با توجه به اينكه شناخت هم تعهد مي‌آورد و هم تعلق، تعلق امروزي ما تعلقي كاذب است، از تعهد هم خبري نيست. البته اين شامل همه مردم نمي‌شود اما از شواهد تخريب طبيعت چنين بر مي‌آيد كه شايد جمعيت كثيري با آن دست به گريبانند.با اين حال طبيعت جواهرده نه متعلق به ويلانشينان تهراني‌اش است و نه ملك مطلق ساكنان رامسري است بلكه خانه مشترك تمام طبيعت‌دوستان ايراني است. از آنجا كه هر خانه‌اي براي خودش قانون دارد بايد در استفاده از طبيعت نيز قانونمند بود. اگر دير بجنبيم، اگر نگرش خود را به سفر و تفريح اصلاح نكنيم شايد در سفرهاي ديگر به جواهرده،‌ چهره‌اي ديگر را ببينيم. چهره‌اي كه آن را دوست نخواهيم داشت. چهره‌اي كه خاطرات گذشته ما را مخدوش مي‌كند. وقت تنگ است. بايد از طبيعت لذت برد اما درست... بگذريم! با وجود اينكه كمتر از 40 سال از ساخت جاده دسترسي به جواهرده مي‌گذرد، اما قدمت سكونت و زندگي در آن به بيش از هزار سال مي‌رسد. روشن‌ترين گواه بر اين مدعا مسجد آدينه در شل محله جواهرده است. اين مسجد كه بيش از هشتصد سال از بناي آن مي‌گذرد، يك بار در دوره صفوي با سقوط بهمن تخريب شد و به دست شيخ‌الاسلام منطقه ملا شل شريف سرابي جد خاندان شل محله‌اي‌هاي رامسر و تنكابن بازسازي شد.در سال‌هاي اخير نيز چند بار طعمه حريق شد تا اينكه در اوايل دهه هفتاد يعني بر اثر صاعقه‌اي كه به درخت چنار كنارش برخورد کرد به كلي سوخت. هم اكنون در محل سوخته مسجدي جديد با مصالح و طراحي نوين برخلاف سبك معماري كهن منطقه بنياد نهاده شده است و اثري جز چندين عكس از مسجد كهن باقي نمانده است.اگر برنامه سفر خود به جواهرده را در روزهاي پاياني هفته تنظيم كنيد، مي‌توانيد از بازار محلي جواهرده نيز ديدن كنيد. بازاري كه بدون شك رونق گذشته‌هايش را ندارد و بيشتر اجناسش اقلام مصرفي موردنياز مسافران است، اما با اين وجود از جاذبه‌هاي كمتر آسيب‌ديده جواهرده است.
منبع : http://tehranemrooz.ir/V2/Default_view.asp?NewsId=62104